حسينقلى خان شقاقى
69
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
زخمى زدم كه ديگر قمار نكنم . و هنوز هم آن لكه در روى دست من باقيست و در هرموقع كه به من دعوت قمار مىكنند آن نقطه را نشان داده عذر مىخواهم . و دليل بزرگى كه بايد عموم جوانان از قماربازى دورى كنند ، همان لغت قمارباز است كه هركس داخل شد باخت و ابدا برد در اين كار نيست . بيچاره آدم قمار باخته : اولا شبزندهدارى و كسالت مزاج ثانيا دائما متزلزل بودن كه اگر ببازم چه كنم . ثالثا پولى باخته است و از كيسهاش رفته و كسى هم از او ممنون نيست - اگر چنان كه وجه باخته را صرف مهمانى دوستان مىنمود اقلا مدعوين از او ممنون بودند و يا صرف اطعمه و اشربه و يا مخارج لباس خود و عيالش مىنمود تمتعى از پول خود مىبرد . پس بر جوانان است كه هنگام بازى داخل اين تفكرات گردند و پولى كه به زحمت بهدست آوردهاند به رايگان تلف نكنند و پشيمانى نكشند . پس از اتمام سال اول اكل سانترال « 1 » ، تابستان و ايام تعطيل كه سه ماه طول مدت آن بود مرحوم حاجى شيخ محسن خان مستشار سفارت كه به مرخصى به تهران سفر كرده بود يك رولور « 2 » ( تپانچهء پنج تير كه جديدا اختراع گشته بود ) براى اعليحضرت ناصر الدين شاه سوقات برده تقديم كرده بود و تپانچه را غافل از اينكه فشنگ و گلوله در يكى از خزانهها داشت ، پس از تقديم به شاه عرض مىكند مخزن گلولهها خالى است و شاه مرحوم به همين اطمينان شروع مىفرمايد به كشيدن ماشه - و اتفاقا همان گلوله خارج گشته به ران حاجى خان مىخورد و همانجا مىماند . هرچه حكيمباشى طولوزان طبيب مخصوص و ساير اطباء حضور براى خارج نمودن گلوله سعى مىكنند نمىتوانند و تا آخر عمر در ران ايشان باقى بود . چنان كه يك وقتى در خدمت ايشان صحبت از ميزان الحراره بود ، مرحوم حاجى شيخ محسن - خان مىفرمود كه ميزان الحراره در پاى من است . هروقت در هوا انقلابى پيدا مى - شود دو ساعت قبل گلولهاى كه در ران منست به من خبر مىدهد . بهرحال پس از بهبودى زخم پا ، حاجى خان را شاه شهيد مأمور فرنگ براى ابتياع داشتن ( خريد ) آلات ضرب سكه فرمود و احكام ايشان از طرف وزارت خارجه صادر گشت . چون پدرم كارهاى ايشان را انجام داده بود هشتاد امپريال به
--> ( 1 ) - L'Ecole Centrale ( 2 ) - Revolver